چشمان من
اجاق خاموش است
لال تر از وادی بی گذر باد
دو پولک اند که بی فروغ تر از غروب
به دنیا می نگرند
کاش
زبانی درنگاهم بود با چراغی
که لب به گلایه از تو می گشودم
وبا چراغم راه بدون تو را
می پیمودم........